على اكبر قرشى بنابى
18
تفسير احسن الحديث (فارسى)
به خوردن و خوابيدن و زناشويى دارند و سر تا پا احتياجند آيا مىتوانند همجنس خدا باشد ؟ ! 19 - وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ اين آيه عبارت اخراى مطلب سابق است كه گفتند : ملائكه دختران خدا هستند ، النهايه در قالب ديگرى مطرح شده كه مشركان ملائكه را زنان گمان كردند ، در ردّ اين باطل فرموده : آنا آنها به وقت خلقت ملائكه حاضر بودند ؟ ! مراد از « شهادتهم » گفته آنهاست ، يعنى اينكه مىگويند ، در نامه عمل آنها نوشته مىشود و از آن مسئول مىگردند . ناگفته نماند : ملائكه از جنس نر و ماده بودن خارج مىباشند مانند زمين و آسمان و غيره كه موجودى غير از مذكر و مؤنث هستند دربارهء آنها بايد گفت : عباد الرحمن مىباشند از كلمهء الَّذِينَ ، هُمْ ، عِبادُ نبايد نتيجه گرفت كه آنها مذكر هستند . 20 - وَ قالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ ضمير « عبدناهم » ظاهرا راجع به ملائكه است و معلوم مىشود كه ملائكه را عبادت مىكردهاند چنان كه از آيهء وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلائِكَةِ أَ هؤُلاءِ إِيَّاكُمْ كانُوا يَعْبُدُونَ سبأ / 40 نيز فهميده مىشود . آنها دو تا خطا داشتند يكى اينكه ملائكه را پرستش مىكردند ، دوم اينكه آن را مستند بارادهء خدا مىدانستند و ما بين ارادهء تكوينى و تشريعى فرق نمىگذاشتند . ناگفته نماند : اراده تكوينى قابل تخلّف نيست ولى ارادهء تشريعى قابل